امشب از ان شب هایی هست ک خواب نمیشود هی چشام رو محکم ومحکم میبندم وبدترب جای اینکه بخوابم
بیشتر وبشتر غرق فکر میشیم فکرایی ک خیلی ازم دور نیست فکراییی از گذشته از گذشته های دور و نزدیک...بعد از نیم ساعت دوباره ب خودم میام ومی
بینم ن من هنوز
بیدارم..ودر تونل زمان ذهنم عرق شدم..نمیدونم تونستم حسمو
بیان کنم یا نه...این روزا
بیان کردن اون چه ک در درونمه وبا اونچه ک در بیرونمه با هم میزان نیست...من تلاش میکنم ک یکش کنم بیرون ودرونم رو اما حسه درونیم غلبه میکنه بر من...اری حال من اکنون در نیمه شب جعمه اینست بی تکلیففففف وغرق در افکاررررر روزاهای اسفندی...
ما را در سایت روزاهای اسفندی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 66 تاريخ: سه شنبه 7 اسفند 1397 ساعت: 21:22